اینستا داستان سکس。 فهرست نمادهای سکس

فهرست نمادهای سکس

اینستا داستان سکس

من زمان بیشتری رو با دوستان کاری خودم می گذروندم و اون زیاد از رابطه ما خوشش نمیومد و این شد که خیلی کمتر و کمتر با هم بودیم. تقریبا ۶ سال تو یه رابطه طولانی مدت با پارتنرم بودم. اونم به سمت پارکینگ کنار آبشار محلی رفت که این موقع شب خالی بود، اما خیلی به آبشار نزدیک بود و اطرافمون پر رستوران بود. خالم گفت: من تو رو حتی بیشتر از شوهرم حسین دوست دارم ولی این دوست داشتن رو با هوا و هوس اشتباه نگیر، من دوست دارم یک نوع عشق آسمانی نسبت به پسر خواهرم دارم، این عشق آسمانی هیچ وقت نمیتونه به هوس تبدیل بشود. خالم دستمو گرفت و منو بوسم کرد گفت رضا خاله من تو رو از وقتی بچه بودی دوست داشتم مثل بچه ی خودم بودی و هستی چون که خودت میدونی من و حسین بچه دار هم نمیشیم. ما زندگی سکسی با نشاطی داشتیم، از کردن در اماکن عمومی خجالت نمیکشیدیم و هر نوعش رو هم امتحان کردیم. واقعا لذت بخش بود اما میدونستم که دیگه هیچوقت نمیبینمش. همین که وارد شدیم، اون من و به سمت دیوار هول داد و من و بوسید و منم پیرهنش رو در آوردم. به مامانم نمیومد که اهل کار بد باشه همیشه دم نماز و روزه و قران و … بود پس این موضوع شک من رو بیشتر میکرد. ازش پرسیدم که تا الآن با مسافری سکس داشته یا نه؟ اون گفت که اجازه ندارن این کارو بکنن اما تا الآن چندبار وسوسه شده که این کار رو بکنه. مرد دندانپزشک اصرار کرد که با هم آبمیوه بخوریم و من هم قبول کردم. تا این که از حدود ۳-۴ سال پیش احساس کردم خالم رابطش با من تغییر کرده و بیشتر با من شوخی میکنه، بیشتر دور و برم راحت میچرخه و … «یه بار که خودم و خاله سمانه توی خونشون تنها بودیم و شوهر خالم هم سر کار بود، طبق معمول که خالم جلوی من راحت بود و لباس های خونگی پوشیده بود، ولی اصل ماجرا اینه، خودم و خالم روی مبل جلوی تلویزیون نشسته بودیم و داشتیم فیلم میدیدیم که خالم دستام رو توی دستاش گرفت، دستاش خیلی گرم بود بعدش گفت رضا چشمات رو ببند یه کاری باهات دارم؛ بعدش که چشمام رو بستم چند ثانیه فقط دستای گرم و لیف خالم رو احساس می کردم و هیچ اتفاقی نیافتاد. » چندین بار دیگه هم از این اتفاقات بین من و خالم رخ داد اما من زیاد حساسیت نشون ندادم، تا این که با یک سایت آشنا شدم که داستانای سکسی میذاشت، چندتا داستان که خوندم نسبت به خالم احساسم عوض شد، و به نوعی بهش نظر داشتم. Exposing the Real Che Guevara: And the Useful Idiots Who Idolize Him. یه یه هفته ای میشه که موی اونو نگرفتم یه خورده حالت سیخی پیدا کرده. همچنین کم تولیدی تستوسترون باعث پایین آمدن سیستم ایمنی بدن شده که معمولا سرد جنسی ها رو به افرادی کم حوصله و تند مزاج و عصبی تبدیل میکند. افراد گرم جنسی یا هات به خاطر انتقال حس واقعی ناشی از سکس لذت بیشتری برای پارتنر خود ایجاد میکنند معمولا در فیلمهای پورن حالتها و صداهای مصنوعی ای تولید میشود که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و به همین دلیل بسیاری را به اشتباه می اندازد که شاید برای ایجاد لذت بیشتر میبایست صداها یا حرکات عجیبی ایجاد کرد ولی باید توجه داشت در یک نزدیکی ادای لذت بردن را درآوردن و یا به شکلی فیلم بازی کردن همیشه برای پارتنر مشخص است و علاوه براینکه ذهنیت فریبکاری از فرد پیدا میکند باعث رنجش و کمتر شدن لذت وی میشود درصورتیکه یک گرم جنسی واقعی با حرکات غیرعادی و صداهای غیر عادی ولی کاملا طبیعی، تمامی حس خود را ناخودآگاه منتقل میکند و باعث خوشایندی شریک جنسی میشود. ازش پرسیدم که پایه همه چیز هستی؟ اونم گفت دوست داری بریم خونه من؟ یا خونه تو؟ یا آماده یه کم ماجراجویی هستی؟ همین چند وقت پیش بود که یه سکس وحشیانه انجام داده بودم، در نتیجه گزینه سوم رو انتخاب کردم. تازه همین چند ماه پیش بیست سالم تموم شده بود که با پسر خاله ام ازدواج کردم. چند سالی میشد که من علاقه شدیدم به سکس کردن تو اماکن عمومی رو کنار گذاشته بودم و بخاطر همین خیلی زود اوج گرفتم و به ارگاسم رسیدم. گفت من از همون اول دوست داشتم همین حالا هم دوست دارم و در آینده هم دوست خواهم داشت منتها این مدت به خاطر حرف های دکترت سعی کردم بیشتر این دوست داشتنم رو ابراز کنم. خالم با بغض گفت: رضا خاله، عزیزم. من و تو که اینجا هستیم دیگه صحبت بی وفایی نکن. یه توصیه برادرانه بهتون دارم ، هیچوقت به محارم خود به چشم هوس نگاه نکنید ، موفق و موید باشید. همه مریض ها رفته بودند و تقریبا آخر شب بود و من می خواستم به خانه بروم. من تا وقتی بچه بودم هیچ احساسی نسبت به خاله سمانه نداشتم و رابطمون مثل مادر و فرزند بود. یه روزنه کافی بود تا همه چی رو ببینم. من فکر می کردم مامانم یک فاحشه باشد ولی نه من مادری دارم که 16 سال کلفتی خونه های مردم رو میکرد تا من نفهمم که ما از حاظ اقتصادی کم داریم تا من نفهمم که ما فقیریم تا من بین بچه های مردم چیزی کم نداشته باشم و … جالب اینه که من وقتی از مادرم میپرسیدم پول از کجا میاری میگفت بابات کارمند دولت بود و از حقوق بابات هست. امید وارم اینو خوب فهمیده باشی و تو گوشت فرو بره. گرفتم خوابیدم دم دمای ظهر ساعت 12-1 که از خواب بیدار شدم دیدم مامانم برگشته گفتم کجا بودی من حالم بد شد اومد خونه از مدرسه ولی تو نبودی؟ گفت الهی قربونت بشم چی شده بود؟ مگه هله هوله خورده بودی؟ گفتم نه فقط یکم سرم درد گرفت حالا تو کجا رفته بود؟ گفت رفته بودم یه مقدار چیز میز از مغازه ی اصغر آغا خرید کنم ولی من شک کردم , چون مگه خرید کردن از بقالی سر کوچه چقدر طول میکشه؟! فردای اون روز سر کوچمون نشستم تا اگر مامانم رفت بیرون تعقیبش کنم. دوستان مادرانتون رو دوست داشته باشید و هنوز هم بیشتر دوست داشته باشید بیشتر … هر چه به پایشان بریزید کم است آری کم است! اون آب کفو بیار نزدیک بمالم به کوست -مواظب باش تو کوسم نره چون کوسو می سوزونه. بسیاری از سکستراپهای مطرح دنیا در قالب کارگاههای روان درمانی در واقع یک معضل فیزیکی و جسمی را از طریق روانکاوی درمان میکنند. من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! همونجا نشستم تا ساعت 12 ظهر دیگه خیلی خسته شدم میخواستم برم که باز اون آقاهه با ماشین سمند اومد و بلافاصله بعد از رسیدن اون مامانم از خونه زد بیرون و سوار ماشین شد و راه افتادند. ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو! زود خودم پنهون کردم چون قرار بود یه خورده درو باز ترش کنند. گفت رضا توی چشمام نگاه کن، نگاه کردم؛ اشک توی چشماش جمع شده بود و آماده ی این بود که بزنه زیر هق هق گریه. به خاطر همین از اون به بعد منم رابطم باهاش عوض شد و دنبال یک فرصت بودم که کارشو بسازم. زود باش دارم از حال میرم خفه شدم. کوس خل شدی فرشیده -چیکار کنم این جوری حال کردن کوس خلم کرده. برگ برنده و مزیت برتر این افراد، ذهنیت لذتپذیری و لذتجویی میباشد این دو اصل بسیار بسیار مهم ، شاه کلید اصلی جذابیت و محبوبیت افراد گرم جنسی، و تنها راه درمان عارضه سرد جنسی میباشد چراکه به مرور مغز را در آرامش و امنیتی قرار میدهد که پیوسته مغز شرایطی را برای او ایجاد میکند که علاقه فرد به سکس روز به روز بیشتر میشود. یه شب با چندتا از همکارام برای شام رفتیم بیرون و با هم در مورد چند تا مرد جدید که تو نرم افزار دوست یابی پیدا کرده بودیم صحبت می کردیم. حالا در ادامه کار شایدم تغییر پوزیشن می دادند. وقتی مطمئن شدم فقط یک پیرزن توی اون خونه زندگی میکنه یک روز که مامانم به اونجا رفت از در خونه بالا رفتم و وارد اون خونه شدم اون خونه اونقدر بزرگ بود که داشتم گم میشدم بر روی سنگ هایی که زیبا کار شده بودند از میان باغچه ی بزرگی که در حیاط بود رد شدم و به قسمت ساختمان آن خانه نزدیک شدم. بیست ثانیه بعد وسط حال با سرو صدای بلند داشتیم سکس میکردیم. حالا تازگیها داری میای تو خط. من تا حالا فکر می کردم بابام خیلی پولدار بوده چون مامانم هیچوقت من رو بی پول نذاشته و هیچوقت نشده که مثلاً پول تو جیبی نداشته باشم خلاصه اصلاً مشکل اقتصادی رو احساس نمی کردم تا الان. بعد پرسیدم اگه شماره تلفنت رو به من بدی و من باهات تماس بگیرم بازم غیر قانونیه؟ اون یه نیشخند زد و سرش رو به سمت کارت کسب و کارش تکون داد. من با سه نفر از راننده های سکس کرده ام. مهمترین مؤلفه تشخیص نوع سیستم بدنی خود، نیاز هفتگی یا ماهیانه به نزدیکی است که مشخصا بدن یک مرد هات یاگرم جنسی در هفته حداقل2 الی 3 مرتبه نیاز به سکس دارد و یک مرد نرمال هر 5 الی 7 روز 1 مرتبه نیاز به سکس دارد و یک مرد کول یا سرد جنسی در بهترین وضعیت بیماری هر دو هفته یک مرتبه نیاز به سکس دارد و همچنین یک زن هات یا گرم جنسی در هفته حداقل 2 مرتبه نیاز به سکس دارد ویک زن نرمال هر 7 الی 10 روز یک مرتبه نیاز به سکس دارد و یک زن کول یا سرد جنسی در بهترین وضعیت بیماری هر دوهفته یک مرتبه نیاز دارد. از در حال که وارد شدم کسی توی حال نبود، صدا زدم خاله؛ همگام با صدا زدن من، خاله سمانه با یک تیپ خشکل از اتاق زد بیرون، گفتم خاله چقدر خشکل شدی، گفت خودم خشکل بودم. بعد از اینکه یه چندتا فایل تو نرم افزار تیندر برای هم ارسال کردیم نزدیک خونه من شدیم. بعدش ازش پرسیدم که آیا با کسی رابطه داره؟ اون پاسخ داد خیر. تا برسیم خونه بیست دقیقه وقت داشتیم و این وقت زیادی برای من بود که حسابی عشق بازی کنم. من هم سریع موتورم رو روشن کردم و راه افتادم دنبالشون با موتور میرم مدرسه خیلی از خونمون دور شدیم اونقدر که من خدا خدا می کردم بنزین موتورم تموم نشه. دوستی ما هم در این مدت که سکس میکردیم ادامه داشت. هر دو تا هیکل سفید و خواستنی و تو دل برو. یعنی چه اینا دارن فیلم بازی می کنن یاحموم می کنن. این پنجره کوچیک و نفس کش اینجا هم که چسبیده به پشت بومه وبازش می کنی انگار گرما میاد تو -فرشته چی میگی مگه چقدر می تونم درو بازکنم اگه فرزانه بیاد این ور چی -حالا کجا بود بیدار شه تازه اون فضول که نیست. سلام من رضا هستم و ۲۲ سالمه، داستانی که میخوام براتون بنویسم تقریباً مربوط میشود به ۳ سال پیش، یعنی وقتی که ۱۹ سالم بود. سلام اگه کسی هست بکنمش واسه سکس که دوس داشته باشه بهترین سکس عمرش رو داشته باشه بهش حال بدم هیچ وقت فراموش نکنه واسش بدنش رو بخورم کسش رو بخورم با سینه هاش بازی کنم اگه کسی دنبال کسی هست که بهش حال بدم ارضاش کنه به اوج شهوت برسونمش هم ادم قابل اعتماد باشه من هستم خوزستان فرقی نمیکنه طرف حسابم کجای باشه 09393956387. لعنتی گربه بود که انگاری از آشپزخونه میومد. مامانم از توی خونمون اومد بیرون و سوار ماین شد عقب نشست و اون آغاهه هم ماشین رو روشن کرد و راه افتادند. من داشتم با خودم فکر می کردم که حتماً مامانم شوهر کرده و شوهرش خیلی پولداره و … خیلی عصبانی شده بودم! این دو اصل اساسی یعنی ذهنیت لذتپذیری و لذتجویی راهکارهایی بسیار ساده و درعین حال نیازمند تمرین است که به مرور بیماری را از حالت معلولیت فیزیکی به درمان اکتسابی تغییر هویت میدهد. خیلی بی خیال داشتن با هم ور می رفتن. راستش برامن زیاد فرقی نمی کرد. در همین افکار بودم که یهو یه چیزی مثل یه پشم نرم به مچ پام خورد و رد شد و بی اختیار جیغ کشیدم. لازم به ذکر است افراد گرم و سرد در واقع نوعی بیمار جسمی جنسی حاد یا ضعیف هستند که گاهی بی ارتباط با بیماری های روانی نیستند. طبق تحقیقات متعددی که از سوی موسسه Barris Marilyn از سال 1983 تا 2018 به طور متمادی هر 5 سال یک بار در تمام دنیا صورت گرفته بطور کلی میزان زنان سرد 27% بیشتر از مردان میباشد. توی همین حال و هوا بودم که سردی لب های خالم رو روی لپم حس کردم، بعدش هم صدای یک بوس محکم که خالم از لپم کرد. از هوس زیاد دستم رفته بود رو کوسم داشتم به این فکر می کردم که شب شده رفتم خونه و شوهرم فرزاد داره منو میگاد ولی حالا رو چیکار کنم. داشتیم همش داشتیم به سمت بالاشهر میرفتیم سر انجام بعد طی خیلی مسافت دم یک خونه خیلی بزرگ با یک در خیلی بزرگ و خشکل توقف کرد و منم سر کوچشون وایسادم. یکی از توصیه های اکید مشاوران ازدواج قبل از پیوند زناشویی، شناخت سیستم بدنی طرفین میباشد تا بر اساس این شناخت تصمیم بهتری گرفته شود چراکه همواره برای یک ازدواج موفق و پر از آرامش بهتر است که سیستم بدنی شریک جنسی هر فرد با دسته سیستم بدنی خود همسو باشد چراکه بطور مثال ازدواج یک سرد جنسی با یک گرم جنسی باعث ایجاد تنش ناشی از تحریک عصبی خواهد شد زیرا فرد گرم جنسی اگر بیش از 4 روز از وعده نزدیکییش بگذرد به شدت عصبی شده یا به خودارضایی رو می آورد که همین نیز خود باعث بیشتر عصبی شدن و مشکلات روحی فراوان است همچنین اگر به فرد سرد جنسی نیز بیش از حد مشخص شده توقع نزدیکی داشت، به شدت بر سیستم عصبی وی فشار وارد شده و باعث تحریک عصبی اختلال رفتاری استرس و حتی محبت گریزی میشود. با ترس و لرز و خجالت در باز رو یه خورده کنار دادم. من اسمم فرزانه هست و خاله فرشته و مامان فرشیده به ترتیب 42 و 44 سال سنشونه. The Encyclopedia of Sixties Cool: A Celebration of the Grooviest People, Events, and Artifacts of the 1960s. گفت رضاتو میخواستی چیکار کنی؟ با حالت بغض به تت پتتت افتادم، با ترس و صدای جسته گریخته گفتم خاله منو ببخش، آخه خودت یه طوری با من رفتار میکردی که احساس کردم بهم نظر داری و با این رفتارا میخوای بهم پیام بدی. از خصوصيات اين دختره براتون بگم که قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و سينه هاي بزرگ که وقتي با لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات رفتاريش هم بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي در مي ياورد! چراکه بسیار طبیعی میباشد که اگر شما وعده های غذایی خود را کم کنید با بیماریهای زخم معده و. یه شب که با چندتا از رفیقام بیرون رفته بودیم، برای برگشتن به خونه با اوبر اومدیم. مامان فرشیده راست می گفت ولی فکر اینجاشو نکرده بود که من به جای فضول شدن ممکنه یه روزی کنجکاو شم. تلفنش چند ثانیه بعد زنگ خورد و بدون اینکه حرف دیگه ای بزنیم وارد خونه شدیم. اون شیر تلفنی رو بیار بمال به کوسم کوسسسسم آخخخخخخ کوسسسسسم. گذشت و گذشت تا من بعد از این که چند بار توی ساعت های مختلف روز به دم در اون خونه ی توی بالا شهر رفتم و تحقیق کردم و … فهمیدم که یک پیرزن پولدار و و 50-60 ساله که قطع نخاع هم هست توی این خونه زندگی میکنه دیگه خیلی خیلی شک کردم. هیچوقت نمی شد گفت کدومشون خوشگل ترن. تو مسیر برگشت دوستم اول پیاده شد و من رفتم جلو کنار راننده نشستم و همون ابتدا تشخیص دادم که هاته. بعدش سریع برگشتیم صندلی جلو و مستقیم رفتیم سمت خونه. اون روز من و مامان ناهارو دعوت بودیم خونه خاله اینا. بعد از رفتن خاله دوباره بر گشتم. رفیقم که پیاده شد، راننده ازم پرسید که موافقی بریم قهوه بخوریم؟ منم گفتم بیشتر دوست دارم تو خونه خودم قهوه بخورم. گفتم حالا نمیخوای بگی کجا میخوایم بریم؟ گفت نه صبر کن تا خودت ببینی. از زمانی که به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیم. هرچی صدا زدم مامان مامان مامان … ولی نبود حالم هم خیلی بد بود. تمام چیزی که در موردش میتونم بگم اینه که درسته که در حد من نبود، اما نهایتا همون کاری رو که چند وقت منتظرش بودم رو انجام دادم، منظورم اینه که بالاخره با کسی سکس کردم که میتونست من و از رو زمین بلند کنه و اونقد ادامه بده که ارضا بشم. افراد سرد جنسی در نوع حاد معمولا هرگز نیازی به نزدیکی احساس نمیکنند و تنها در مواردی که در شرایط پیش نزدیکی قرار میگیرند تحریک میشوند حتی گاهی اوقات با لمس مستقیم نیز تحریک پذیری صورت نمیگیرد یا به سختی صورت میگیرد. راستش ما يه همسايه داشتيم که دو تا دختر داشتن با يه پسر که اين دخترا يکيشون ۲۸ ساله و يکي ديگه شون ۲۳ ساله ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا اينکه اين دختر بزرگه ژاله نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها! اون گفت چقدر طول کشید که برنامه ریختی تو ذهنت. نتونستم اون وضعیتو ببینم ولی یه لحظه خاله فرشته کون مامان فرشیده رو از وسط باز کرد و زبونشو گذاشت روش -آهههههههه فرشته فرشته. خالم ماشین رو پشت یک تخته سنگ نسبتاً بزرگ در کناره ی رودخونه پارک کرد. وقتی شروع به بوسیدنم کرد یه کاندوم از تو داشبورد برداشت و ازم پرسید که میخوای بریم صندلی عقب؟ رفتیم صندلی عقب و منم بدون مقدمه زیپ شلوارش رو باز کردم و شروع کردم. دست به گریبان خواهید شد به همین ترتیب هم اگر فردی از وعده های سکس خود کم نماید به مرور دچار اختلات جنسی و سپس معلولیت جنسی میشوند. به خاطر همین خونواده ی ما و خونواده ی خاله سمانه خیلی با هم ارتباط داریم. خیلی از دست مامانم عصبانی بودم وقتی رسیدم خونه این عصبانیتم رو بیشتر نشون دادم تا اینجا که مامانم فهمید و گفت مگه از چیزی ناراحتی ؟ گفتم نه چیز خاصی نیست! چند تا مسافرت بعدیم با اوبر خبری از سکس نبود، اما بعدش، یه شب که با یه سرویس اوبر از محل کارم میرفتم خونه، راننده خیلی هات سیگار میکشید و خوش خنده بود و راحت میشد باهاش بگو بخند کرد. دکترت گفت که توی سرت یه غده ی سرطانی به وجود اومده که اگر بهت محبت کنیم و روابط عاطفی باهات داشته باشیم از رشد این غده جلوگیری می کنیم تا دکتر بتونه چند سال دیگه عملت کنه و اون غده ی لعنتی رو خارج کند. » این اولین باری بود که من از رفتار خالم تعجب کردم، چون گفتم رابطه ی من و خالم مثل مادر و فرزند بود. نمی دونی چه حالی میده که رو کوس براقت فشار میاره و خارششو می گیره. توچی -یه خورده می سوزونه ولی خیلی باحال داری خارش کوسمو می گیری. سالها در کشورهای حوزه اسکاندیناوی برای منقرض کردن انسانهای سردجنسی از ازدواج با زنان و مردان سرد جنسی به شدت جلوگیری میشد چراکه اعتقاد داشتند بیماری سرد جنسی ارثی است ولی سالها بعد که علم درمان کشف شد این باور نیز کم کم منسوخ شد ولی متاسفانه هنوز در تمام دنیا همواره شاهد تبعىض فراجنسیتی برای افراد سرد جنسی به شدت وجود دارد بطوریکه معمولا اگر افراد سرد جنسیتی به خود درمانی نپردازند خیلی زود منزوی شده وبیشترین آمار اعتیاد به انواع روانگردان و خودکشی ها در سراسر جهان ریشه در انزوا و عمدتا افراد سرد جنسی میباشد در ایران افغانستان نیحریه سومالی بیشتر 85% از زنان نوعی از انواع معلولیت سردجنسیتی رادارند که اکثرا در سنین 25 سالگی ایجاد شده و با یائسگی زودرس به پایان میرسد. تاکسی متر گوشیش رو خاموش کرد و صندلی رو خوابوند. مامان بدبخت پس کیر بابا چیکاره هست که تو به شیر تلفنی متوسل شدی. ما توی تهران زندگی می کنیم ولی خونه ی مادربزرگم شهرستان هست و مامانم و خالم تهران شوهر کردند، پدرم هم تک فرزند بوده و عمه و عمو ندارم. Josephine Baker in art and life: the icon and the image. راننده در حد من نبود اما خیلی جذاب بود. اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند. نمیخواستم بهت بگم ولی تو از یک سال پیش دکترت من و مامانت رو بدون اطلاع تو باهامون حرف زد، گفت که رضا یه مشکلی پیدا کرده که میتونه منجر به مرگش بشود. وااااییییی اگه بدونی فرشیده جون چقدر حال می کنم. Chicago: University of Illinois Press. این خاله جون ما مادر شوهر منم می شد. یه نیم ساعتی رو این طرف و اون صرف کردم. رفتیم بیرون شهر، حدود ۱۰ کیلومتری از شهر دور شده بودیم که خاله زد به جاده خاکی و بعد مقداری راه به یک منطقه ی سرسبز که در حاشیه ی یک رودخونه ی زیبا واقع شده بود رسیدیم. من خیلی سر و صدا کردم و اونم شب کار بود و سکسمون فقط چند دقیقه طول کشید. ولی راستش از این کارشون خوشم نیومد. این است عشق مادر به فرزند … من بعد از اون ماجرا قدر مادرم رو دونستم و خیلی بیشتر از قبلش دوستش دارم. داستان سکسی من و خاله یه روز خودم و خودش توی خونشون تنها بودیم، فرصتش پیش اومد. وقتی به مرد دندانپزشک اعتراض کردم و گفتم از دستش شکایت می کنم من را تهدید کرد. بنظر میرسد عدم آموزش برای پیشگیری و سپس درمان در کشورهای ذکر شده رابطه مستقیمی با تعداد بالای معلولان دارد. کاخ بود از بیرون خونه دختان کاجی که داخل خونه بودند و سر به فلک کشیده بودند مشخص بود. یه جورایی حس کردم که از تماشای این صحنه ها لذت می برم. طبق معمول بعد از ظهر ها رفتم که بخوابم نمی دونم چرا اون روز نتونستم خوب بخوابم. اونم یه ابروش رو بالا انداخت و گفت به نظر کار خوبی برای تموم کردن یه شیفت کاری میاد. با این دفعه، بین دوستام مشهور شده بودم که سه بار با راننده های اوبر سکس کردم. تازه دوتایی شون همیشه تو صیه می کردن که با شکم پر حموم رفتن خوب نیست. من در حیاط رو باز کردم خالم ماشین رو روشن کرد و از پارکینگ با مهارت خاصی بیرونش آورد، من در ها رو قفل کردم و سوار شدم. «یا مثلاً یک بار دیگه خالم زنگ زد برام گفت رضا روز پنجشنبه بیا خونمون حسین میخواد بره ماموریت حسین شوهر خالم هست من بدون هیچ فکر بدی یا وسوسه ی شیطونی، چیزی رفتم خونشون، آیفون زدم خالم آیفون رو رو جواب داد گفت رضا عزیزم بیا بالا ، در با یک صدای خشن باز شد و من وارد خونه شدم. چند لحظه بعد از اینکه آبمیوه را خوردیم من دیگر متوجه چیزی نشدم و وقتی به هوش آمدم متوجه شدم مورد آزار قرار گرفته ام. نشسته بودم سر کوچه که یک دفعه یک ماشین سمند که یه آقای چارشونه و کت شلواری که عینک هم زده بود اومد و دم در خونه ی ما توقف کرد گفتم بگیر که این خودشه! خواستم یک کاری کنم، از همین کارایی که توی اون داستانا میکردند، همین که خواستم دست از پا دراز کنم خالم محکم دستمو گرفت، نذاشت کاری کنم. مامان رفت ته حموم وبه دیواره زیر دوش تکیه داد و خاله افتاد روش. تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟! I couldn't be a success without also being a sex symbol. من گفتم یعنی فقط میخواستی همینو بگی؟ خوب براچی اومدی اینجا بگی؟ گفت آخه اینجا رمانتیک تره، از اون گذشته خواستم یه دوری هم زده باشیم. بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو ماه بعد از اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه شده بودم و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن! گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه! اما همچنان با هم دوست بودیم و اغلب با هم رابطه داشتیم تا زمانی که اون با یک زن جدید رابطه برقرار کرد و دیگه با من نبود، چون اون زن ناراحت میشد از اینکه من و با پارتنرم ببینه. درنگاه اول و در بین عموم اینگونه رایج شده که مشکلات اقتصادی بیشترین دلیل به وجود آمدن عارضه سرد جنسی میباشد ولی در تمامی تحقیقات صورت گرفته در تمام دنیا همواره معلولان سر جنسی که هیچ نوع مشکل اقتصادی ای ندارند چندین برابر افراد سرد جنسی دارای مشکلات معیشیتی میباشد براساس تحقیقات دانشگاه کمبرج سرمنشأ این بیماری عدم آگاهی و سطح سواد میباشد. من فقط با چند نفر از طریق نرم افزار تیندر رابطه داشتم که به نظرم چیز جدی نبود. منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي من تو دلم گفتم ديگه رديفه و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود! بیشتر این افراد در ابتدا با نیاز کشی مسقیم و غیر مستقیم زمینه های بی میلی خود را فراهم میکنند و معمولا سکس را در اولویت آخر برنامه های روزمره و هفتگی خود میگذارند که که همین نکته به مرور معز را به اشتباه می اندازد و مغز تصور میکند باید تمامی راههای نیاز به نزدیکی را مسدود نماید به همین دلیل اکثر پزشکان معتقد هستند تنها راه درمان این عارضه خود درمانی است یعنی دوباره باید مغز را وادر به دستور ایجاد نیاز سکس کرد. من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو! یکی از یکی خوش پوست تر و خوش اندام تر. آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من تازه به ياد کاندوم افتادم و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم! خلاصه چون شک کردم فرداش وقتی میخواستم برم مدرسه از خونه زدم بیرون ولی نرفتم مدرسه برا خودم یه چرخی توی شهر زدم و بعد یه 1 ساعتی برگشتم خونه تا ببینم مامانم هست یا نه؟ وقتی اومدم کلید انداختم رفتم داخل دیدم اِ باز مامان نیستش! از موقعی که یادمه یا من خونه ی خالم بودم یا خاله سمانه و شوهرش میومدن خونه ی ما. همین که شروع به بگو بخند کردیم، یکی از دوستام که مست بود، با خنده به راننده گفت که مواظب باش، این با چندتا از کرده. مهمترین دلیل سرد گریزی مردم از سرد جنسی ها میتواند عوارض حاصل از بیماری باشد که از جمله این عوارض میتوان به: شل بودن پوست ، کرختی ماهیچه ها در غبغب و شکم ، خشکی روزافزون واژن ، سردرد های دائمی ، بدخلقی ، افسردگی ، احساس خستگی دائمی ، میل به خواب فراوان اشاره کرد. البته علاوه بر تمرینهای ذهنی عوامل دیگری مثل تغذیه مناسب ، ایجاد بستر روحی آرام حتی در فضای ملتهب، تفریح مؤثر ، دیدن فیلمهای پورن آموزشی محرکی، و انجام نزدیکی مستمر و مداوم نیز لازم است. بسیاری از پزشکان برای درمان بیماران سردجسمی نقش گرم جنسی را برای مدتی کوتاه بازی کردن تجویز میکنند که در کوتاه مدت ممکن است اثر بخش باشدبه طوریکه معمولا یک انسان گرم جنسی در حین نزدیکی سعی میکند از تمام عوامل تحریک پذیری در یک سکس یکجا استفاده نماید گاهی اوقات در یک نزدیکی دیده میشود که همزمان در سکس با دست به اجزای و بدن خود کشیدن و لمس آنها یا اشیاء پیرامون یا حتی لیسیدن و مکیدن انگشتان دست و پای خود یا شریک جنسی یا اشیاء پیرامون باعث تحریک کردن بیشتر خود میشوند که همین حرکات ناخودآگاهی باعث لذت بیش از حد شریک جنسی میشود و دقیقا به همین دلیل افراد گرم جنسی همیشه محبوبترین هستند و در تمام دنیا بیشتر از زیبایی صورت و اندام ، گرم جنسی بیشتر از حتی نرمال بودن خواهان دارد. اصولا در امریکا و اروپا افراد سرد را افرادی دارای معلولیت منامند. اصطلاحا افراد گرم جنسی را بیماران دوست داشتنی و افراد سرد جنسی را بیماران مترود مینامند. خاله فرشته پشت به من بود ولی از اونجایی که فرشیده طاقباز و روزمین قرار داشت و هیکل خاله روش قرار داشت نمی تونست منو ببینه ولی شرایطشو داشت. طوری جریان عملیات واضح بود که رو هم قرار گرفتن و حرکات دو تا کوس رو هم دیگه رو به خوبی می دیدم. ن : دوستان ، هدفم از قرار دادن این داستان این بود ، که هر محبت و عشقی حتما هوس نیست! هیچی دیگه رفتم خونه بازم مامانم ساعت 12-1 ظهر اومد و نفهمید که من نرفتم مدرسه. وقتی سرک کشیدم و نگاه کردم دیدم مامان نگین ی من داره رف ها رو میشوره , لباس های کثیف اون پیرزن رو میشوره , اونو میبره دستشویی,اونو میبره حموم, براش غذا درست میکنه و … اونجا بود که زدم زیر گریه و از خونه خاج شدم و رفتم خونه خودمون تا تونستم گریه کردم و حسابی خودمو خالی کردم! کون قلمبه مامان تو دستای خاله جون یعنی همون مادر شوهر گلم بود و با کف دستش محکم به قاچاش می کوبید. و خب باعث شد که نظرم نسبت به راننده های اوبر تغییر کنه. سینه های سفید و درشت خاله جون و اون کون قمبل کرده اش که روبروی صورتم قرار داشت یواش یواش منو برد تو حس. بدون اینکه احساس شرمندگی و خجالت کنم پرسیدم ازش که آیا چیزی از حرفام با دوستم که در مورد آخرین سکسمون بود شنیده یا نه؟ که لبخند زد و سرش رو تکون داد. چند سال پیش یه دوره کارآموزی رو گذروندنم که بهم این فرصت رو میداد که تو یه فروشگاه کار کنم، اونم به هدف اینکه بتونم در جایی که واقعا دوست دارم کار کنم. معلوم بود که صاحباش خیلی پولدارند. اما پارتنرم هنوز میخواست تو شغل قدیمی خودش بمونه و به همین دلیل طرز فکرهای متفاوتی داشتیم. معمولا بیشترین نقد پارتنرهای افراد سرد جنسی، ترجیح دادن مکرر خواب به سکس میباشد. چیکار دارم حالا قرار نیست که با کسی حرف بزنم. شاید سخت تر می شد که راحت تر نمی شد. فکر کردم که شاید خالم با این کاراش میخواد بهم بگه که اونم نسبت به من نظر داره. من دخترمو بزرگش کردم و خوب می شناسمش. منم گذاشتم اونا برن و بعد راه افتادم میدونستم که دیگه داره میره به سمت خونه ی خودمون پس زیاد نگران نبودم و یواش میرفتم به سمت خونمون راستی اینم بگم که باز مامانم عقب نشست. بعد از ناهار مردا همه رفتن سر کار و من رفتم بگیرم بخوابم. اون روز با راننده در مورد مسافرا و ترافیک صحبت کردیم و من متوجه شدم که متاهل هم هست. سر و صدای دو نفرو هم می شنیدم. گفتم خوب حالا براچی لباس بیرونی پوشیدی؟ گفت میخوام با هم بریم یه جایی، گفتم کجا؟ گفت بیا بریم خودت میفهمی. شانس آوردم که حالت حموم طوری بود که اونا پشت به من قرار داشتند و سرشون طرف من نبود. کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين! البته هر نوعی از دسته افراد با توجه به کمیت و کیفیت رابطه جنسی، دارای دسته های تفکیک شده ای هستند. از این جا شروع میشه که من یه روز به مدرسه رفته بودم و توی مدرسه حالم بد شد و فرستادنم خونه وقتی برگشتم خونه … خلاصه وقتی برگشتم خونه کلید انداختم و وارد خونه شدم دیدم مامان نگین نیستش! فرهنگش بالاست کارم داشته باشه درم اگه باز باشه در می زنه. مامانم از ماشین پیاده شد و کلید انداخت و وارداون خونه شد و اون آقاهه هم که راننده ی ماشین بود ماشین رو روشن کرد و رفت. مهمترین دلیل محبوبیت گرم جنسی ها علاوه بر لذت آفرینی و لذت بخشی پیوسته در نزدیکیها ، جذابیت پوست از نظر فرم محکم و خوشرنگی و همچنین ماهیچه های سخت و گوشت بدن محکم است که به دلیل ترشح زیاد تستوسترون حاصل از نزدیکی زیاد ایجاد شده. درباز شد و مامان و خاله چشمشون به جمال من روشن شد. Jackson as an international sex symbol. اون وقتا که مجرد بودم و می رفتم با دوستام حال می کردم می خواستی بیایی ببینی. من فقط یک خاله دارم که اسمش سمانه هست و ازمامانم کوچیکتره و الان ۳۵ سالش هست خیلی هم زیبا و خوش اندام هست.。 。 。 。 。

次の

فهرست نمادهای سکس

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。

次の

داستان زیبای من و مامان نگین 18+

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。 。

次の

مچ گیری یک زن و شوهر با یک زن غریبه در حال سکس گروهی

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。 。

次の

داستان کده سکسی: مامان ! خاله ! زشته1

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی ایرانی

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان زیبای من و مامان نگین 18+

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。 。 。

次の

آمیزش جنسی گروهی

اینستا داستان سکس

。 。 。 。 。

次の